تبليغاتX
www.nilooofar.blogfa.com
صورتي & نارنجي
آخجون بالاخره ویندوز ریختن رو یاد گرفتم فقط یه ایراد خیلی کوچک داشتم که اونم برطرف شد!

خدایا شکرت که دوستای خوبی رو بهم دادی!

البته نه ویندوزی که بخوام از رو سی دی یا فلاپی اینستال کنم و فقط آپ دیت بشه بلکه اول تمامی درایوها غیر از درایو دی را فرمت کردم و بعد شروع به اینستال ویندوز کردم.

خلاصه از این که خودم این کار رو کردم احساس خوشایندی بهم دست داد البته نا گفته نماند که قسمت های پارتیشن بندی درایوها رو هم از هم دانشجویی بسیار خوبم آقا بهشاد یاد گرفتم

همین جا از آقا بهشاد تشکر میکنم!

مچکرم!

+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد 1388ساعت 16:43  توسط نيلوفر  | 

نمیدونم چرا به یاد شعرایی افتادم که تو زمون بچگی میخوندم وقتی که تو گروه سرود بودم

البته شاید همتون این شعر رو شنیده باشین ولی من میخوام دوباره اینجا بزارم

مثل شبنم که نمیمونه

 رو گل و پونه

 گرمای وفا میبره از دل همه کینه ها

دلا میشه روشن آی قهر نکن تو با من

باهات قهرم باز نکن دهن با من حرف نزن حسود نیاسود این چه کاری بود چه دیر وچه زود نمیکنم آشتی جای آشتی نزاشتی

ریزه ریزه کم کم دست بزار تو دستم  فصل شکفتن دلا میشه روشن

 

 

چرا ز هم رنجیدن به باغ آشتی گل چیدن گل گفتن گل شنیدن

چه دورانی بود یادش بخیر

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 8:54  توسط نيلوفر  | 

سلام به همه دوستای خوبم امیدوارم سالی رو که پیش رو داریم سالی پر از امید و عشق و صفا وصمیمیت براتون باشه 

 واز همه مهمتر سلامتی و موفقیت در تمامی امور

خدارو شکر میکنم شروع امسال که با خوشی بود  و مسافرت امسال ما اصلا جنبه تفریحی نداشت  فقط  برای  عروسی یکی از دختر عمه هام به همدان رفتیم جاتون واقعا خالی بود خیلی بهمون خوش گذشت نه خودمون میخوابیدیم نه صدامون میذاشت کسی بخوابه از حب بازی و مشاعره گرفته تا انتقاد از همدیگه ...! دروغ نگم ساعت ۴ صبح خوابیدیم ولی چه فایده عین ۵۰ نفری که بودیم نماز صبح خواب موندیم وقتی همه پاشدن گفتن چه آهنگ قشنگی برای آلارم گوشیت گذاشته بودی ( مدار صفر درجه )نا مردا همه گوش کردن هیچ کدومشون بلند نشدن  

خدایا شکرت کمک کن روزای خوشی تو زندگی هر کسی مداوم باشه اما به شرط این که ما انسان ها اونا رو فراموش نکنیم و بدونیم که هرچیزی حکمتی داره انوقت میشه که حتی روزای به ظاهر سخت هم برای خودش شیرینی داره چون به خدا اطمینان داره که به صلاحش عمل میکنه  

البته گفتن این حرفا شاید آسون باشه ولی وقتی تو شرایطش قرار میگری میبینی که خیلی حرفت از عملت فاصله داره..!

البته من فکر میکنم آدمی که میخواد به کمال مطلوب خودش برسه نباید گذشت کنه بلکه اصلا نباید چیزی رو تو دلش نگه داره تا بخواد گذشت کنه

خدایا نذار کسی عشقت رو ازم بگیره

خدایا اگه هرکی خواست عشقت رو ازم بگیره عشقش رو ازم بگیر !

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 14:26  توسط نيلوفر  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هشتم فروردین 1388ساعت 15:27  توسط نيلوفر  | 

 

وقتی زمین ناز تو را در آسمان ها میکشید 

وقتی عطش طعم تو را با اشکهایم می چشید

من عاشق چشمت شدم در دل چیزی نمیدانم از این دیوانگی  و عاقلی

یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود آندم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود

وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد

آدم  زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد

من بودم و چشمان تو

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم فروردین 1388ساعت 8:53  توسط نيلوفر  | 

 

خدایا چنان کن که سرانجام کار

                            تو خشنود باشی و ما رستگار

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 15:24  توسط نيلوفر  | 

۵۸ روز انتظار امیدوارانه

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 15:9  توسط نيلوفر  | 

 

یادم نمیره، بوی عطری که، واست خریدم، اون روز برفی، به جز اسم تو، روی لبای من، اون روزا نبود دیگه حرفی، یادمه اون روز، دستاتو آروم، گذاشتی توی دستای من، گفتی بهترین روزای زندگی، یعنی روزای با تو بودن.

 سوز برف، دستاتو می لرزوند، اما گرم گرم بود دل تو، اون روز هیچ کسی، تو خیابون نبود،به جز قلب منو تو.

یادم اون روز، تو ازم پرسیدی، تا کی عاشقم میمونی، منم میگفتم همیشه عاشقم خودت اینو میدونی.

اون روزا، زود گذشت، حالا بین ما فاصله زیاده، میخوام که، بدونم، کیه که قلبشو به قلب تو داده، حالا من، به عشقت، میرم تو اون خیابونا میشینم، میخوام که، بدونی بعد این همه سال عاشقترینم.

ولنتاين همگي مبارك انشاءاله

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 13:10  توسط نيلوفر  | 

 

خوشحالم از این که سر ۲ ماه با اومدن بازرس و جریمه ۲ میلیونی بیمه شدم خیلی راحت

ولی از تمام خوانندگان این مطلب نظر میخوام که چیکار کنم از دست  آدم هاي مزاحم اگرچه

با شخصيت هستند و نيت خير در سر دارند ولي دل من جاي دو نفر نداره ظرفيتش با يكي تكميله

حتي اگه به وصال نرسه..!

فقط دلايلي براي رد كردنشون ميخوام كه هم منطقي باشه و هم بهشون بر نخوره چون

 نميخوام دل كسي رو بشكونم!

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 11:38  توسط نيلوفر  | 

 

۲۳ روز

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 8:59  توسط نيلوفر  |